تبليغاتX
علی گویان - « واقعه هاي مكرر »

علی گویان

چگونه است که در دشت خاطرات غدیر / شده است یکسره حتی خدا علی گویان




حمیده رضایی : 


خورشيد بين هلهله هايش مذاب شد
وقتي خداي عدل ، علي انتخاب شد !
مردي كه با افق به تلاقي رسيده بود
يك كهكشان ستاره به چشمش چكيده بود
مرد غدير در تبي از ذوالفقار و جنگ
مردِ سكوت ، نيمه ي شب ، كوچه هاي تنگ ،
ـ در بهتِ گنگِ باديه تا كبريا رسيد
او از غرورِ تلخِ زمين تا خدا رسيد
حالا هزار سالِ مكرّر ، زمينِ سرد
خورشيد طرحِ عابرِ رسواي كوچه گرد
حالا زمينِ يخزده كابوس زندگي ست
سهمِ سكوتِ گردنمان يوغ بندگي ست
دنيا وقوعِ واقعه هايي مكرّر است
وقت شكستِ حرمتِ بال كبوتر است
بعد از تو ذهنِ باغچه ها آفت است و مرگ
تعبير خوابِ غنچه ي معصوم و پرپر است
بر جوخه هاي دار ، جهان جان سپرده است
اين جرم معنويت و اعدام باور است
هر سال ، سالِ توست به اعجازِ شعرها
حالا كه روز با شب و ظلمت برابر است
حتماً زمين به عدل تو محتاج مي شود
در سرنوشتِ گنگِ بشر اين مقدر است
 



+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 15:4  توسط تحریریه  |