تبليغاتX
علی گویان

علی گویان

چگونه است که در دشت خاطرات غدیر / شده است یکسره حتی خدا علی گویان




طاهره خنيا



مث كفتر توي كوهم مث آهو رو زمين
آقا جون خونه به دوشي يتيمارو ببين
مادرم عمرشو رو رختاي مردم مي ذاره
پدرم لباساي كارگري رو دوس نداره
آقاجون چند روزه خرما نياوردي دم در
نكنه رد شدي از محله ما بي خبر
نكنه در زدي و هيچكي نفهميد اومدي
گوشاي سنگين در, كر شد و نشنيد اومدي
مي دوني ؟ وقتي تورو به آينه محرم مي كنم
چشمامو مي بندمو تو رو مجسم مي كنم
تو خيابوناي باروني مي گردم بي هدف
تو مياي با اسب و دعوت مي كني بيام نجف
چشمامو مي بندم و فكر مي كنم خواب مي بينم
ولي تو منتظري تا روي اسبت بشينم
اما من يه دخترم يه كهنه پوش پاپتي
نمي تون اينو باور بكنم به راحتي
مني كه از آسمون پرنده دزدي مي كنم
يه جوري سر مي برم كه لك نگيره دامنم
مني كه با نون و خرماي شما بزرگ شدم
مني كه بره بودم لحظه به لحظه گرگ شدم
مني روزي سه بار مرگمو از خدا مي خوام
چه جوري با اين لباس كهنه مهموني بيام
آقاجون جمع شما, وصله ناجور نمي خواد
به لباساي سفيد لكه قرمز نمي آد
تن پژمرده ما ميلي به كافور نداره
پيش خورشيد يه چراغ كوچولو نور نداره
آقا جون گذشتن از عشق شما سخته برام
اما اصرار نكنين فكرامو كردم نمي يام
آخه اصلا نمي تونم خودمو راضي كنم
نمي خوام پيش خدا با آبروت بازي كنم
نذارين آب بشه از شرم و خجالت بدنم
خيلي ممنون كه گذاشتين باهاتون حرف بزنم
خيلي وقته آسمون افتاده بود توي سرم
اما دستاي زمين پيچيده بود دور و برم
آقا جون ميشه يه بار ديگه دعوتم كنين؟
ميشه مثل كفترا اهل زيارتم كنين
ميشه هاجر نشده پيش خودم آب ببينم
ميشه يك بار ديگه شمارو تو خواب ببينم
آقا راستي خونتون چه شكليه چه جوريه؟
آقا جون ضريحتون سنگيه يا بلوريه؟
آقا جون گنبد و گلدسته دارين يا ندارين
اگه ما دعاكنيم تو خوابمون پا مي ذارين؟
بايد از مرزاي سبزباورم ردت كنم
جوجه هاي آرزومو نذر گنبدت كنم
آقا جون دعا بكن سوار دريا و صدف
با تموم بچه هاي پاپتي بيايم نجف
جاي اينكه مثل سگ از همه تي پا بخوريم
سر سفره ات بشينيم و نون وخرما بخوريم
آقا جون سلام مارو به بقيعت برسون
به ضريح سبزو موزون و بديعت برسون
آقا جون دعا بكن بيام سراغت يه روزي
تو بكاري و بشم ميوه باغت يه روزي
تو زمينو بكني , من عرقاتو بچينم
بي بي زهرا رو كنار بغض نخلا ببينم
دعا كن حقمو از خداي بارون بگيرم
يه كبوتر بشم و پاي ضريحت بميرم
تا تو غسلم بدي و شبونه خاكم بكني
از تموم رنجاي زندگي پاكم بكني
بمونم توي مزاري كه فقط جاي منه
نه كسي بدونه من كجام نه پيدام بكنه
خودمو از لج اين زندگي راحت بكنم
شبهاي جمعه تو وبي بي رو دعوت بكنم
اگه حق خودمو از اين ترانه بگيرم
يا علي مي گم و تا آخر جاده مي رم
حالا تصميم بگيرين وقت مناجات و دعاست
آقاجون نوبتي هم كه باشه نوبت شماست
اگه دعوت شدم و قسمت من شد بپرم
توي خواب نصف شب دس بكشين روي سرم
اگه خواستين منو از دعوتيا جا بذارين
گاهي پشت در خونه نون و خرما بذارين



+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 14:50  توسط تحریریه  |