ليلا کرد بچه :
سمند صاعقه زين کرد يا علی گويان
و تاخت در دل صحرا رها علی گويان
و از غدير ولايت به لب پيامی داشت
که گفته بود شبی با شما علی گويان
که در غدير خم عشق دست پيغمبر
گرفت دست علی را و يا علی گويان
بگفت اينکه ولی و وصی من اينست
و بست عهدی و ميثاق با علی گويان
چگونه است که در دشت خاطرات غدير
شده است يکسره حتی خدا علی گويان
سپس به فکر فرو رفت مرد و هيچ نگفت
وماند ساکت و بی ادعا علی گويان
+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 17:37  توسط تحریریه
|
